عبد الحي بن الضحاك بن محمود الجرديزي ( گرديزى )

327

تاريخ گرديزى ( زين الأخبار ) ( فارسى )

و مردى بود از جملهء حشم احمد بن اسماعيل ، نام او محمد بن هرمز معروف به مولى صندلى [ 1 ] و مذهب خوارج داشت و مردى پير بود و مجرب . روزى بعرض گاه آمد ، از جهت وظيفت خويش . و با ابو الحسن على بن محمد العارض [ 2 ] الحاح كرد . عارض او را گفت : « ترا آن صواب‌تر ، كه به رباطى بنشينى ، كه پير شده‌يى ! و از تو كارى نيايد . » محمد بن هرمز را خشم آمد ، و از امير دستورى خواست و به سيستان رفت ، و اندر ايستاد ، و همه مردم و اهل غوغاى سيستان را از راه ببرد ، و بر منصور بن اسحاق بيرون آورد . و مر عمرو بن يعقوب بن محمد بن عمرو بن الليث را بيعت كرد اندر سر ، و پيشرو ايشان محمد بن العباس بود معروف به پسر حفار . [ 3 ] و منصور بن اسحاق را بگرفتند و ببستند ، و بزندان كردند و خطبه بر عمرو بن يعقوب كردند . [ 4 ] چون احمد بن اسماعيل خبر يافت ، حسين بن على را بار ديگر به سيستان فرستاد . و حرب به پيوست ، و نه ماه همى حرب كرد . پس اين پير كه او را مولى صندلى گفتندى ، بر گوشهء حصار آمد و گفت : « بگوييد ابو الحسن عارض را ، كه فرمان تو كردم و رباطى گرفتم ، ديگر چه فرمايى ؟ » پس عمرو بن يعقوب و پسر حفار ، از حسين زينهار خواستند . ايشان را زينهار داد ، و منصور ( 175 ) بن اسحاق را اطلاق كردند . و حسين پسر حفار را نزديك كرد و نيكو هميداشتى . پس روزى پيش او آمدند . عمرو بن يعقوب و پسر حفار را بگرفت و بند

--> [ ( 1 - ) ] هر دو : صيد ؟ در تاريخ سيستان 297 محمد بن هرمز المولى كه مولى سندلى گفتندى از موالى محمد بن عمرو مردى جلد بود . ابن اثير 8 ر 22 مولى الصندلى . [ ( 2 - ) ] ابن اثير 7 ر 23 حسين بن على بن محمد العارض . [ ( 3 - ) ] ابن اثير 8 ر 23 محمد بن العباس المعروف بابن الحفار . كه در تاريخ سيستان 298 محمد بن عباس كولكى و گوركى آمده كه همين حفار و گور كن باشد . [ ( 4 - ) ] جمعه 12 رمضان 299 ه . ( تاريخ سيستان 299 ) .